.....

همين جوری گفت: ـسلام.

طنين بهش جواب داد:ـسلام ... سلام ... سلام ...

شهريار کوچولو گفت: ـکی هستيد شما؟

طنين بهش جواب داد: ـکی هستيد شما.... کی هستيد شما.... کی هستيد شما....

گفت: ـ با من دوست بشويد . من تک و تنهام.

طنين بهش جواب داد: ـ من تک و تنهام...من تک و تنهام...من تک و تنهام...

آن وقت با خودش فکر کرد:ـ < چه سياره عجيبی!

خشک خشک و تيز تيز و شور شور. اين آدماش که يک ذره قوه ی تخيل ندارند و هر چه را بشنوند عينا تکرار می کنند.....

تو اخترک خودم گلی داشتم که هميشه اول او حرف می زد....>

   + ... ; ٥:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٢
comment نظرات ()