اين ماه رمضان اولين ماه رمضانی است که من توش هيچ حسی ندارم. می دونم برای چی است   ولی اهميتی نمی دم .   از چهار طرف خالی ام . اما مهم نيست . توام تموم شدی مثل همه ی چيزای ديگه. حالا اين حرفا کفره يا هر چی.. اما هست. اين هست که تو .. برات چگونه بودن من مهم نيست. منم اهميتی نمی دم. اصلا مهم نيست    اگه بخوای ولم کني. عيبی نداره . توام روی همه ی چيزای ديگه . من اينو نمی خوام  که تو تو هيچ چيز زندگی آدم دخالت نکنی. اصلا ازين خوشم نمی ياد که ماها مثل يه مشت گوسفند باشيم برات که  هيچ فرقی نکنه دست و پا زدنامون . من ترجيح ميدم کاری به کار هم نداشته باشيم . من اين خدای غير مسئول رو نمی خوام . که همه چيز را به زور تو حلق آدم ميکند .  نمی خوام     حالا می خوای چی ميگن  عذاب کنی؟  آزارم بدی  اينجوری قانون گذاشتی؟!  باشه. شهر تو است ديگه. رييس تويی ديگه . هر کاری هم بخوای می کنی . فقط اينو بدون که ديگه برام مهم نيست. هيچی!

ابليس شدم برای کس خم نشدم

رانده شدم از بهشت و آدم نشدم

گفتند برو که شايد آدم بشوی

اصلا به شما چه؟! به جهنم نشدم!

   + ... ; ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٢
comment نظرات ()