۱. ابرو کشيد در هم و با اخم حرف زد...

لبخند روی مردم نا مهربان چرا؟...........

۲. با همين آوارگی سنگين تريم....

آرزوی آشيانه.... بی خيال!............

۳. (زياد هم مهم نيست حالا.. ) برای هر کس دل سوزانديم.... هيزم به دل ما هديه داد.....

* راه نيفتين بگين غر نزنا.... اسم شاعراش رو هم نمی دونم.

   + ... ; ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٢
comment نظرات ()