مال ديشبه:

اين تو رختخواب نوشتن هم چيز خوبيه ها. يادش بخير.... برای هر کلمه ای که می نوشتم هزار حرف بود و نگرانی... گاهی به خاطر همين چيزا بود که نمی نوشتم و تو که هميشه التماس می کردی بنويس حتی اگه يک کلمه باشه!

يه حس بد دارم . بد نه ... ناخوشايند . به خاطر حميد. نمی دونم بايدکامل براش توضيح بدم يا نه . دلم نمی خواد ذهنيتش  خراب بشه.. دلم نمی خواد برای باورش مشکلی پيش بياد.. برای آينده اش. نمی دونم. حالا  نمی تونم راجع بهش فکر کنم.  چقدر بحث کرديم با مامان. چقدر غصه می خوره...... نمی دونم!   چقدر چيزا نياز دارم. چقدر بايد سر و سامان بدم اوضاعم رو. بازم نرفتم دانشگاه برا اون ۲ واحديه . می دونم آخرشم دردسر می شه برام. چقدر کار عقب افتاده دارم . هنوز بعد از ۳ ماه نرفتم آستانه رو ببينم . نمی دونم چرا انقدر متزلزل شدم . يادمه اون موقع می گفتم : چو بيد بر سر ايمان خويش می لرزم.....الان بحث ايمان نيست..بحث همه چيه. اوه خدايا . فردا قراره ليلا بياد شرکت . چندشم ميشه ازين وضعيتی که داره و هی تعريف می کنه. خدا نصيب نکنه. امروز زنگ زد و گفت فردا باربد رو ميذاره مهد و از اون طرف مياد. کلی هم ناله کرد که حميد داغون شده و پيمان دلش براش ميسوزه و ..... منم با تمسخر گفتم خوب بيارينش پيش خودتون ۳ تايی زندگی کنين. کفری ميشم . اين يکی هم که ب بختی نداره درست ميکنه واسه ی خودش. شب تا صبح تلفنی باهاش حرف زدی ۶ ماه.... حالا ميگی چرا از اين همه آدم بايد به من وابسته بشه؟! کوتاه بيا تو رو خدا !    وقتی با دکتر طبسی صحبت ميکنم يادم مياد که هنوز خيلی چيزا رو نمی دونم  که فکر می کردم ميدونم . چقدر خوبه که هميشه تو بزرکتر نباشی برا بقيه  تو ديوار نباشی  پناهگاه نباشی  چه خوبه که گاهی آدم احساس کنه نمی دونه...هنوز خامه... هنوز.......... . شايد برم از اينجا . احساس ميکنم اگه بمونم اتفاقای خوبی منتظرم نيست. نمی دونم . حالا صحبت کنيم ببينيم چی ميشه. اين روزا چی می چسبه؟............   من دلم همون دختر مغرور و ساکت و محکم اون وقتا رو می خواد  .  بايد آدمای بی ربط رو از زندگيم بذارم بيرون . داره فرسودم ميکنه.....

زندگی هيچ گاه به قدر زمانی قدرتمند نمی شود که يکی از راههای آن به رويش بسته ميشود . آن گاه صاف و زلال از رخنه ای که برايش باقی مانده روان ميشود.

آن چه مزاحم زندگی ماست  در نهايت به آن قدرت ميبخشد.

   + ... ; ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٢
comment نظرات ()