اينم مال امروزمون...

چقدر جاده غريب است بين آدمها .........

سلام هم... يه .....فريب است ..بين آدمها

ببين رفيق .......مرا با تو حرف ديگر نيست

کلام  هم به صليب است ........بين آدمها

چرا نه نور ..نه باران.. نه عشق می باري؟

هميشه خشکی و حرمان.... نصيب آدمها؟!

مگر نه اينکه مرا ...باد .....می برد.... روزی

و نقش پاک شده: ......<سيب بين آدمها>

بس است .. اينهمه گفتيم و تو خبر نشدی

من و ... سکوت و.. سياهی و..باز...آدمها!

خودمونيما... چقدر مهمل گفتم!

 

 

   + ... ; ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٢
comment نظرات ()