فکر نمی کردم يه روزی انقدر مسخره بشم... انقدر ... حرفی نيست اينروزا خوش غيرت! عيبی نداره.. اينجوريش هم ميگذره... چقدر کم ميارم.. بازوهام ..پاهام ..همه چی ..همه چيم کمه..کم مياره ..نمی رسونه خودشو..اما کسی اين حرفا حاليش نيست..بايد راه بری..يا الله! بايد بکشی..بايد.. کاش فقط يکم يکم نه بيشتر  ميتونستم خاموش کنم همه چيو و دوباره روشنش کنم.. من خسته ام.. باشه خوب تو گوش نده ... باور هم نکن.. اما من ...   نمی خوای يه دقه بيای پايين ازونجا؟

   + ... ; ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٢
comment نظرات ()