حالم الان خيلی خوبه... يه جورايی خوش خوشانم شده!...نمی دونم برای چی.... نشستم اينجا ..پاهامو گذاشتم رو ميز..ليوان داغ چاييم تو دستمه..و دارم کلی شعر باحال رو بلند بلند می خونم...از شعرای اين خانومی هميشه خوشم اومده.....  بخونين شايد کيف کردين!

بهار خواست بريزد جوانه های جديد

ولی حياط ندارند خانه های جديد!

هوای برفی اسفند،صبح فروردين

برای آخر دنيا نشانه های جديد!

چه قدر منتظر عيد ديدنی بودم

می آورند برايم بهانه های جديد-

سرم گرفته !! دلم تير می کشد!! بس نیست؟!

حلول سال نو پای رسانه های جديد!

و من برای خيال کسی که اصلا نيست

می آورم عيدی عاشقانه های جديد

خدا به ماهيها خرده های نان برسان!

بده به گنجشکان آشيانه های جديد!

خدای خوب به من ... نه برای من کافيست

کتاب های قديمی، ترانه های جديد!


 

نغمه مستشارنظامی/۱۳۸۳/کرج

 

هنوز هم ما را مي كنند نقاشي
به روي گلدانها،بر سفال،بر كاشي
گمان كنم كه بهار است ، توي يك باغيم
تو روي موي بلندم شكوفه مي پاشي!
و سالهاست كه تزيين خانه ها شده ايم
بدون هيچ توقع ،بدون پاداشي

و سالهاست که تصویر می شود تکرار
همان من و تو، همان آسمان، درخت، بهار
تو ایستاده ای و تکيه داده ای به درخت 
نشسته ام من و لبخند می زنم انگار
به مردمان پس از ما که قصه ما را
شنیده اند و نفهمیده اند،صدها بار

به خنده هاشان خندیده ایم ساعتها
به خنده های صمیمانه یا حسادت ها
نگاه عاشق من با نگاه عاشق تو
هنوز هم دارد حرف ها، حکایت ها
و چشمهامان ما را رسانده اند به هم
فراتر از همه رسم ها و عادت ها!

که قرنهاست من و تو مسافریم عزیز
و با تمام زمانها معاصریم عزیز!
که هر زمان، هر جا عطر عشق می آید
بدون آنکه بدانیم حاضریم عزیز
بدون آنکه بدانند می رسیم به هم!
بدون آنکه بخواهیم شاعریم عزیز!

گرفته اند مرا از تو! سرنوشتم بود!
تویی که دیدارت مژده بهشتم بود
نگاه کردی و گفتی : (دلم گرفته!) همین!؟
جواب هر چه برایت غزل نوشتم بود؟!
اگر برای تو من را نخواسته ست چرا
کتیبه های تو بر روی خشت خشتم بود؟!

کتیبه ها، من و تو در بهار نقاشی
هنوز روی سر من شکوفه می پاشی!
و سالهاست که رازی غریب مردم را
کشانده سمت دو تا چشم خیس بر کاشی
و من... فقط من ازین راز کهنه باخبرم
که تو کتیبه شدی تا کنار من باشی!

نغمه مستشار نظامی/اسفند

 

   + ... ; ٩:٥٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۳
comment نظرات ()