چقدر اين پرشين بلاگ لوس کرده بود خودشو اونم همين ۲ روز که اين همه......

خوب حالا همه شو با هم می نويسم...چون قراره چيزی از قلم نيفته درسته؟....

.....دنبال چی می گردی؟ گشنته؟ خامه شکلاتی خريده بابا.خوشمزس...خوب بعدشم يه چايی داغ بخور .الان گرم می شی.يخ کردی؟عيب نداره آب سرد برات لازم بود.هنوز چيکه چيکه داره آب می چکه از موهام.می ريم حالا کوه...اونجا يه خورده پاتم بذاری تو اب بد نيست.بعدشم خوش خوشک می ريم بالا يه جايی که فقط من باشم و تو.يه جايی نزديک اخترک b612 .بلدی؟ اره همونجا می ريم می شينيم يه چايی ميخوريم...بعد بازم غزل ميخونم...بعد تو. يه دونه من... يه دونه  تو.وسطاش هم من ميگم بسه...پشو بريم.می گم ميخوام داد بکشم می گی بکش خوب می گم نمی شه.....بعد يهو تو داد می کشی  صدات تو کوه می پيچه: (((من تک و تنهام......تک و تنهام....تک و تنهام.....))).نگاهت  ميکنم  می گی ياد گرفتی؟ ميگم اره.بعد؛ راه رفته رو بر می گرديم....می گرديم....می گرديم....

   + ... ; ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸٢
comment نظرات ()