۱. ابرو کشيد در هم و با اخم حرف زد...

لبخند روی مردم نا مهربان چرا؟...........

۲. با همين آوارگی سنگين تريم....

آرزوی آشيانه.... بی خيال!............

۳. (زياد هم مهم نيست حالا.. ) برای هر کس دل سوزانديم.... هيزم به دل ما هديه داد.....

* راه نيفتين بگين غر نزنا.... اسم شاعراش رو هم نمی دونم.19.gif

/ 5 نظر / 9 بازدید
محمد جواد طواف

هر کس مسؤول تجربه، افکار و احساس خود است، آنچه داریم، همان چیزیست که می خواهیم داشته باشیم، همیشه اگر دلمان می خواهد مظلوم نمایی کنیم، زمینه اش را خود فراهم می آوریم، چون بدان خو کرده ایم، و عادتمان شده است....

ن.ت.خ

دوميش قشنگ بود. سومی دقيقاْ در مورد خود من خيلی وقتا مصداق پيدا کرده! فکر می‌کنم برای تو هم مصداق پيدا کرده وگه‌نه نمی‌نوشتی! بدرود

mali

خيلی خيلی شعر قشنگی بود/

خودم

امیدوارم همیشه روبراه باشید آن کيست کز روی کرم با ما وفاداری کند / بر جای بد کاری جو من يکدم نکو کاری کند / گفتم گره نگشوده ام زان طره تا من بوده ام / گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کند / پشمينه پوش تند خو از عشق نشنيده است بو / از مستيش رمزی بگو تا ترک هشياری کند / چون من گدای بی نشان مشکل بود ياری چنان / سلطان کجا عيش عيش نهان با رند بازاری کند / زان طره پر پيچ و خم سهلست اگر بينم ستم / از بند و زنجيرش چه غم هر کس که عياری کند / با چشم پر نيرنگ او حافظ مکن آهنگ او / کان طره شبرنگ او بسيار طراری کند

عليرضا

برای هر کس دل سوزانديم.... هيزم به دل ما هديه داد....(( خيلی حال کردم باهاش ))