غصه‌های توی دلم هی بزرگتر می شود و بزرگتر. از درون حجم می گیرد و رشد میکند و رشد میکند. جا ندارم. عنقریب است که ترک ترک بردارم و از هم بپاشم.

کاش جایی بود که آدم های غمگین، خسته، تنها و زخمی میرفتند انجا و خودشان را مداوا می کردند. جایی به جز بیمارستان روانی مثلا. یک جور جایی بود، برای کسانی که دیگر نمی توانستند زندگی را ادامه دهند. میرفتند آنجا خودشان را خاموش می کردند و می افتادند روی تخت سفید. تا وقتی که باز جان بگیرند و نور کوچکی بهشان بتابد و بتوانند از جا بلند شوند.

چرا هیچ کس تا به حال برای اینها فکری نکرده است؟ چرا یک نفر روی کره زمین نیست که بشود باهاش حرف زد و درد دل کرد؟ چرا کسانی که بابت شنیدن حرفهای آدم ساعتی 50 هزار تومان می گیرند وسط کارشان تلفن جواب می دهند و چای می خورند و چرت و پرت می گویند؟ چرا؟

پوووف. من دارم اینجا با کی حرف می زنم اصلن!

/ 7 نظر / 37 بازدید
مریم

یارب این آدم خاکی تنهاست...

منصوره

از خودم بدم میاد که حتی هیچ وقت نتونستم شنوده خوبی برای دردو دل هایت باشم. چقدر حس بدی دارم. [ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]

چه غمگین میشم زهره ...من برای بهترین دوستم که خیلی دوستش دارم هیچ کاری از دستم بر نمیاد ...حتا یه گوشه ی کوچیک از تنهایی شو نمی تونم پر کنم ...وفکر کردن مدام من بهش هیچی و عوض نمیکنه

کمتر کسی پیدا میشود که زندگی بر وفق مراد او باشد. هرگونه عیش و نوش دنیا با هزار تلخی و نیش همراه است! اگر کسی دنیا را این گونه پذیرفت و شناخت در برابر ناگواریها و بدیهای همسر و همسایه و .... کمتر ناراحت میشود زیرا از دنیا بیش از این که خانه بلاست انتظار نخواهد داشت. (آیت الله بهجت) با حرفات موافقم البته کاش میشد مثل هارد کامپیوتر آدم خودشو فرمت میکرد و از صفر شورع میکرد کلمه کاش برای همین وقتهاست دیگه

هیوا

کسانی هم هستند که بابت گوش دادن به حرفای آدم، هر نیم ساعت شصت هزار تومن پول میگیرن.اما میدونی بعدش که از راز دلت باخبر شدن چیکار میکنن؟ازت سوء استفاده میکنن.تازه یاد عقده های فروخورده خودشون میفتن و نقشه میکشن که چطوری با تویی که حالا از اوج نیاز و تنهاییت باخبر شدن، اون عقده ها رو ترمیم کنن... غرضم روضه خونی نیست اینجا.غرضم اینکه بگم، این دنیا خیلی خالیه...مثل برهوت خالیه. و هرچی آدم زودتر بفهمه که رو دیوار هیچ احدالناسی نمیشه یادگاری نوشت، برای خودش بهتره.هرچی زودتر تنهاییشو باور کنه براش بهتره.اون موقع شاید بلاخره باور کنه یه بزرگتری تو این عالم هست...

تسنیم

سلام یه زمانی دنبال همچین جایی میگشتم. دقیقا همینجوری که گفتی ولی نبود. یعنی در دنیای بیرونی نبود. من توی خودم پیداش کردم. خیلی سخت بود ولی پیداش کردم. هرچند که همیشه رفتن به اون دنیا ساده نبود. شاید فکر کنی دارم پرت و پلا میگم ولی باور کن حقیقته. فقط میتونم برای خوبتر شدنت دعا کنم. ظاهرا بعنوان مثلا دوست این تنها کاریه که ازم بر میاد[ناراحت]

قاصدك بارون

تنهايي هايت را مي خرم به هر بهايي كه تو بگويي مي خرم به جان تا تو بخندي لبهاي صورتي ات كمي كش بيايد و من بگويم مي ارزيد اين معامله.