انقطاع..

دیروز مامان می‌گفت آقای میرباقری تفسیر سوره بسم الله را گفته. می‌گفت خیلی قشنگ تفسیر کرد، کاش می‌شنیدی. من داشتم غذا می‌خوردم تند تند. گفتم مگه بسم الله تفسیر داره دیگه. میشه به نام خدواند بخشنده مهربان. مامانم خندید گفت حالا اگه سرچ کنی حتما هست لابد. پیدا کن گوش بده. گفتم خب.

نشسته‌ام همین‌طور بی حوصله و خمار و یادم می‌افتد که حالا که بیکارم، این تفسیر راهم پیدا کنم ببینم چی می‌گوید. یک جاهایی آن آخرها می‌رسم به این:

"آمد به حضرت عرض کرد، آقا من حرف‌های متکلمین را شنیدم. ولی اضطراب من از بین نرفته، حیرت من از بین نرفته، یکطور خدا را به من معرفی کنید که حیرت من از بین برود، من به آرامش برسم. حضرت احاطه‌ای به او داشتند. یک تجربه را برای او بیان کردند که سوار کشتی شدی؟ گفت: بله. یادتان هست کشتی شکست؟ بله! وقتی کشتی شکست، دیگر از همه مأیوس شدی، احساس کردی دیگر در این فضایی که همه هیچ‌کاره هستند، یک کسی است که کار از او ساخته است و می‌شود بر او تکیه کنی. یافتی؟ عرض کرد: بله. فرمود: او خداست. "

" بی‌رفیق شدن مقدمه‌ی رفیق خدا شدن است. آدم باید از بی‌رفیق شدن استقبال کند. باید از غربت استقبال کند. آدمی که غریب شد، رحمت خدا به سراغش می‌آید. «ارحم فی هذه الدنیا غربتی» (بلد الامین/ص210) و تا غریب نیستی کاری با رحمت خدا نداری. "

"مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی فرمودند: عیادت کسی رفتند که یک بزرگی بود. یک استثنایی اینطور پیش می‌آید. دم مرگش می‌گفت: ظلمی که خدا به من کرده به احدی نکرده است. الله اکبر! چون برای خودش بت دست و پا می‌کرده دنبال یک چیزهایی بوده و به آنها نرسیده است. خوب برای چه دنبال آنها می‌رفتی؟ خدای متعال اصلاً شکسته که نروی. چون خبری نبوده نه اینکه خبری بوده می‌خواسته بگوید نروید. نه خبری نیست."

..

/ 6 نظر / 35 بازدید
عطش شكن

چه خوب بود زهره اين خدا اين مادر رو حفظ كنه و دخترش رو هم..

نجوا

چه خوب بود این...

عطش

بی‌رفیق شدن مقدمه‌ی رفیق خدا شدن است. .

زخمی

آره به خدا.... آره....