سلام حرف خاصی نيست. امروز رفتم موهامو glatt کردم . بد نشد. فقط الان سرم خيلی درد ميکند. از بس که موهامو کشيد. سرم و چشام به شدت درد می کند. خوب شد مامان باهام اومد چون موادم کم اومد و مامان آژانس گرفت رفت خريدو من کلی شرمنده شدم.از صبح تا عصر طول کشيد. عصر که اومدم خونه افتادم. از زور سر درد چشمامو نمی تونستم باز کنم.بر گشتنه هم آژانس گرفتيم اومديم.شب هم همساده جون! اومد خونمون.کلی باهم چیپس و ماست موسير خورديمو آخر سر هم ساندويچ.   همه چيز ميگه که من خيلی خوشبختم. همه چيز .... به غير از دلم.حس خوبی که امروز داشت فقط بودن مامان بود.( من خيلی خيلی معذرت ميخوام از همه ی.. همه ی عزيزايی که عزيز ترينشون پيششون نيست.نمی خواستم اينو بگم اما...) يه جورايی تازگيا همش دست و دلم می لرزه.چشماش خيلی غم دارن  منم تنها کاری که می کنم اينه که نذارم اشکامو ببينه و سرمو کنم تو کامپيوتر . ميدونم... ميدونم راهش اين نيست.... فعلا ضعيفتر از اونم که کار ديگه ای بکنم.خدايا! برام نگهش دار. تا جايی که ممکنه.

/ 6 نظر / 6 بازدید
mehdi

سلام... به به ... مگه تو انفرادی هم ميذارن مو رو گلت کنی؟ يه سری به خونه خدا بزن!

اردشير

سلام . موهای نو مبارک باشه دختر گل!

زندگي من

سلام...زندونی الان ملاقاتی داره؟؟؟...چه جالب؟موهات خوب شده؟...من هم مدتهاست تو فکرشم...؟وقت ملاقات تموم شد؟!...چه زود؟دفعه بعد که وقت ملاقات شد اجازه ميديد زندونی به ما هم سر بزنه؟؟؟؟

زندگي من

سلام...من دوباره اومدم...وقت ملاقاته؟؟اره؟...فقط چند دقيقه...ميخواستم بگم مرسی که به من سر زدی...ميخوام باهات دوست بشم...بازم ازاين کارا بکن...باز وقت تموم شد!):

ztitish

سلام. من نفهميدم اين مدلی که گفتی چيه! نگی که بی کلاسم ها ،‌ نه ، خداييش سرم خيلی تو کتابه ! شايد هم اين از همون مدل هايی که فقط زندانی ها می زنند!( شوخی کردم) . باز هم به ملاقات ما بيا . قربانت

منصوره

سلام اميدوارم هميشه اين حس خوبو داشته باشی من از خدا می خوام که هميشه برات نگهش داره و تو هم قدرشو بدونی قربانت