عبور..

از یک جایی به بعد، دیگر هیچ چیز، غمگین کننده نبود و آزار دهنده نبود و پایت را نمی‌بست برای رفتن یا نرفتن. از یک جایی به بعد عبور بود و عابری که می‌رود، بی اینکه نگران جایی پشت سرش باشد.

از یک جایی به بعد، تنهایی، اصلا چیز غمگین کننده و ناشادمانی نبود.

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
منتظرم آقا

یا اول اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم سلام به مناسبت جشن نیمه شعبان تصمیم گرفتیم هدیه ناقابلی تقدیم آقامون بکنیم... "ختم سوره اسرا و ختم صلوات" برای ثبت نام و جزئیات بیشتر به وبلاگمون سربزنید. اللهم عجل لولیک الفرج

زخمی

از یک جایی به بعد.... نیست و ... نیست و .... نمی بندد

بهنام.ج

"الف... فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَیٰ أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَیِّبَةً. درود و سلام. پنج دیواری شد خانه ی ما! با یک دامنه ی جدید و یک قالب جدید، نویسنده اش اما هنوز همان بهنام است. همانی که نمی دانم می شناسی اش یا نه. این اولین دعوت من است از شما به خانه ی ما. قدم روی چشم هایمان بگذارید و در این شب نشینی ها همراهمان باشید و بگذارید گرمای حضورتان خانه مان را فرا گیرد و ردپای عبورتان روی برف های نشسته جلوی خانه مان به یادگار بماند. این یک دعوت است. یک فراخوان عمومی به صرف چند قرص آرامش بخش و یک شربت سکنجبین. با احترام؛ حضورتان را ارج می نهیم... شب‌ها، که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می‌خواندم از لایتناهی آوای تو می‌آردم از شوق به پرواز شب‌ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی امواج نوای تو، به من می‌رسد از دور دریایی و من تشنۀ مهر تو، چو ماهی وین شعله که با هر نفسم می‌جهد از جان خوش می‌دهد از گرمی این شوق، گواهی دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست من سرخوشم از لذت این چشم‌به‌راهی ای عشق تو را دارم و دارای جهانم همواره تویی، هرچه تو گویی و تو خواهی